چو نديدند حقيقت ره افسانه زدند ...
اگر قشري خاص كه نسل در نسل آنها با ادبيات و شعر مأنوس بودهاند را جدا كنيم، عموما ايرانيان در بدو خردسالي و نوجواني از طريق سيستم آموزشي كشور با ادبيات و شعر آشنا و در مواردي قليل به دليل وجود علاقه ذاتي با آن خو ميگيرند. بهزعم اين نگارنده اصليترين مبحثي كه ميتواند در توسعه و اشاعه فرهنگ شعرخواني و انس با آن مثمر ثمر باشد، اصلاح نظام آموزشي و ايجاد جذابيتهاي اساسي در نحوه انتقال اين بستر مهم فرهنگي به اذهان خردسالان و نوجوانان است. فرهنگ مساله بهشدت مهمي است كه توسعه آن يكي از عناصر و شاخصهاي قدرت كشورها طبقهبندي ميشود. مادامي كه كشوري در اقصا نقاط جهان داراي فرهنگ منحصر به فرد است و جذابيتهاي فرهنگياش را براي ساير ملتها تبليغ مينمايد و غناي آن در حدي است كه آنها پذيرا ميشوند يكي از چند شاخص اصلي قدرت را در يد خود ميگيرد و اين اصل مهمي است كه همزمان در چندين شاخص به توسعه بپردازيم. توسعه نظامي يكي از اصليترين شاخصههاي قدرت است اما اقتدار مطلوب صرفا اقتدار نظامي نيست، اقتدار اقتصادي، اقتدار فرهنگي، اقتدار سياسي، اقتدار ديپلماتيك حتي اقتدار در حوزه امنيت غذايي از انواع اقتدارهاي حكمراني معاصر به شمار ميروند كه ايدهآلترين حالت آن زماني روي ميدهد كه به صورت موازي و همزمان به توسعه همهجانبه موارد مزبور پرداخته شود. نه فقط اينكه يك مورد، حداكثر توجهات را به خود جلب كند. مطالب بسيار است و فرصت كوتاه و محدود. اميد است مسوولان ذيربط به فكر ادبيات، شعر و نهايتا فرهنگ ايران باشند كه ميزان غني بودن آن بر هيچ انسان فرهيخته و علاقهمند در اين كره خاكي پوشيده نيست. يكي از نمونههاي پر اهميت بودن روز حافظ در عرصه بينالملل، برپايي نشستهاي تخصصي در دانشگاههاي مختلف جهان ازجمله چين، هندوستان، ژاپن، استراليا، امارات و ايتاليا ميباشد و مطلوب آن است كه هر ساله به تعداد كشورهاي يادشده افزوده شود تا روزي را ببينيم كه در داخل و خارج كشور عموم افراد بدانند حافظ كيست و حداقل بخشي از دروس زندگي اين شخصيت بزرگ را خوانده و درك كرده باشند.